حوزه کوئست «مرجع پاسخ به سوالات درسی طلاب»

امروز: 1 اسفند 1396
...
نمایش سوال و پاسخ
موضوع: فقه
شهید اول رحمه الله در تعریف طهارت می فرمایند: «الطهارة و هي لغة النظافة ، و شرعا استعمال طهور مشروط بالنية»  و شارحین اشکال می گیرند در اعم بودن تعریف مبیحه و غیر مبیحه للصلاه و غیر این موارد. 1- چرا اصلا طهارت نباید شامل وضوی مثلا حائض یا غسل مندوبه و ... شود؟ 2- چرا اصالت را مبیحه للصلاه داده اند؟ 3- چرا نمی شود طهارت را اعم از واجب و مندوبه و مبیحه و غیر مبیحه تعریف کرد؟
اصل اشکالی که شارحین به تعریف جناب مصنف وارد می کنند مربوط می شود به کلام خود مصنف در بخش پایانی کتاب اللمعة الدمشقیة. چرا که جناب مصنف در آنجا می فرماید: «وليكن هذا آخر اللمعة، ولم نذكر سوى المهم» بدین معنا که آنچه جناب مصنف در این کتاب متذکر آن شده است صرفا قول مشهور بوده است و خلاف مشهور سخنی نگفته است. حال بنا بر این قول، تعریفی که جناب مصنف از طهارت ارائه می دهند می بایست حسب فرمایش خودشان مطابق قول مشهور باشد و حال آنکه چنین تعریفی - تعریف به اعم - خلاف مشهور فقهاء می باشد، و آنچه مشهور فقهاء در تعریف طهارت آورده اند، صرفا مختص به طهارت مبیح برای صلاة می باشد.