حوزه کوئست «مرجع پاسخ به سوالات درسی طلاب»

امروز: 29 مهر 1397
...
نمایش سوال و پاسخ
موضوع: نحو
کلمه ی «سیبویه» اعراب گذاری آن چیست و چرا اینگونه اعراب گذاری شده است؟
علم مرکب سه قسم می باشد:
1- مرکب اضافی: یعنی اسم علمی که از مضاف و مضاف الیه ترکیب شده است، مانند: عبد الله، أبو بکر و ... نحوه اعراب این کلمات به این صورت است که بخش اول (مضاف) به حسب نقشی که در جمله دارد اعراب می گیرد و بخش دوم (مضاف الیه) نیز دائما مجرور است. برای مثال: «عبدُ اللهِ شاعرٌ»، و «فازَ عبدُ اللهِ»، و «رأيتُ عبدَ اللهِ»، و «مررتُ بعبدِ اللهِ». در این مثال ها، کلمه «عبد» مضاف است و به حسب نقشی که در جمله دارد دارای اعراب های متفاوتی است و لفظ جلاله «الله» نیز دائما مجرور است و اعرابش تغییر نمی کند.
2- مرکب اسنادی: یعنی منضم شدن کلمه ای به کلمه دیگر به صورتی که مستلزم حصول شیء یا عدم حصول شیء و یا طلب حصول باشد. و این ترکیب یا در جملات فعلیه است، مثلا فعل با فاعلش و یا فعل با نائب فاعلش، مانند: «بَرَقَ نحرُهُ»، و «شابَ قَرْنَاهَا» و یا در جملات اسمیه است، مثلا مبتدا با خبرش، مانند: «الخيرُ نازِلٌ»، و «السَّيِّدُ فاهِمٌ». حکم این قسم در نحوه اعراب گذاری به این صورت است که این کلمات مرکب هیچ تغییر ظاهری در اعراب آنها صورت نمی گیرد و بنا بر جایگاهی که در جمله دارند اعراب تقدیری می گیرند. مانند: تقول: « بَرَقَ نَحرُه شُجاعٌ»، و «جاء بَرَقَ نَحرُه»، و «رأيتُ بَرَقَ نَحرُه»، و «مررتُ ببرقَ نحرُه». بنابراین عبارت «بَرَقَ نَحرُه» في جمله اول مبتدأ و مرفوع است و علامت رفع آن ضمه مقدر در آخر آن است و در جمله دوم نیز فاعل و مرفوع است و علامت رفع آن ضمه مقدر در آخر آن است و در جمله سوم نیز مفعول به و منصوب است و علامت نصب، فتحه مقدر در آخر آن است و در جمله چهارم اسم مجرور می باشد و علامت جر، کسر مقدر در آخر آن است.
3- مرکب مزجی: اسمی که از دو کلمه ترکیب شده است و با یکدیگر ممزوج شده اند یعنی کلمه دوم با کلمه اول مختلط و متصل شده است به طوریکه یک کلمه تلقی می شود مانند: «بَعْلَبَكّ»، و «حَضْرَمَوْت»، و «سِيبَوَيْه». حال اعراب گذاری آن دو قسم می شود:
قسم اول: اگر کلمه مرکب به «ويه» ختم نشود آنگاه بنا بر نظر مشهور این کلمات مثل کلمه واحد می باشند و معامله کلمه مفردِ غیر منصرف با آن می شود؛ بنابراین جزء آخر آن در حالت رفع ضمه می گیرد ولی تنوین نمی گیرد و در حالت نصب و جر، فتحه می گیرد و تنوین نمی گیرد و جزء اول آن فتحه می گیرد، مانند: «هذه بَعْلَبَكُّ»، و «زُرْتُ بَعْلَبَكَّ»، و «تَمتَّعتُ بِبَعْلَبَكَّ».
تبصره: اگر چنانچه جزء اول معتل باشد آنگاه به جای فتحه، سکون می گیرد، مانند: «مَعْدي كَرِب»، و «قالِي قلا».
قسم دوم: اگر کلمه مرکب به «ويه» ختم شود آنگاه بنا بر قول مشهور، جزء دوم مبنی بر کسر خواهد بود و جزء اول نیز دائما مفتوح می باشد. مانند: «سِيبَوَيْهِ عالِمٌ لُغوِيٌّ جليلٌ»، و «إنَّ سِيبَوَيْهِ عالِمٌ لُغوِيٌّ جليلٌ»، و «لِسِيبَوَيْهِ شُهرةٌ فائقةٌ».