حوزه کوئست «مرجع پاسخ به سوالات درسی طلاب»

امروز: 23 آبان 1397
...
نمایش سوال و پاسخ
موضوع: نحو
معانی لام را می شود به صورت کامل بفرمائید.
پاسخ اجمالی: جهت آشنایی با معانی حرف لام، شما می توانید به کتاب مغنی الأدیب ابن هشام انصاری و همچنین کتاب معاني الحروف أبو الحسن الرماني مراجعه نمایید. 
پاسخ تفصیلی: 
حرف لام به دو قسم کلی تقسیم می شود: 
لام عامل: این قسم شامل: 1- لام جاره: این قسم داخل در اسم ظاهر می شود و مابعدش را مجرور می کند. همچنین لام استغاثه نیز داخل دراین قسم است، مانند: «یا لَلناس لِلغریق».
2- لام جازمه: بر سر فعل امر داخل می شود و آن را جزم می دهد، مانند: «لِیذهبْ».
3- لام ناصبه: بر سر مضارع داخل می شود و آن را نصب می دهد، مانند: «لِیذهبَ».
لام غیر عامل: دارای چند قسم است:
1- لام ابتداء: که مفتوح می باشد و برای تاکید مضمون جمله بعد می آید. و داخل جملات اسمیه می شود. مانند: قوله تعالى : «وَ لَدارُ الآخرةِ خيرٌ». همچنین داخل بر فعل مضارع می شود، مانند: «لَيقومُ أخوك» و همچنین داخل در اسماء جامد نظیر «بئس» و «نعم» نیز می شود، مانند: «لبئس ما كانوا يعملون». همچنین فعل ماضی که مقرون به «قد» باشد، لام ابتداء بر آن وارد می شود، مانند: «إنك لقد فعلت خيرا». همچنین داخل بر حروه ناصبه و «سوف» نیز می شود، مانند: «لأن تقول الحق خير من أن تصمت» و«ولسوف يعطيك ربك فترضى».
2- لام مزحلقه: این لام داخل در خبر إن – بالکسر – از حروف مشبهة بالفعل می شود و از آن جهت که إنّ حرف تأكيد است براي اينكه كلام با دو مؤكد شروع نشود اين لام را به جزء دوم (خبرإنّ) انتقال داده اند، لذا اين لام را لام مزحلقه (غلطانده شده یا سُر خورده). مانند: «إن الله لغفور رحيم». جناب رمانی در کتاب معانی الحروف می گوید: حق و صحیح آن بود که این لام در ابتدای کلام باشد، لکن از اینکه بین دو حرف تاکید جمع شود، لام را بر سر خبر آن آورده اند، و از اینکه لام را جابجا کرده اند و إنَّ را جابجا نکرده اند به این جهت است که لام غیرعامل است ولی إن عامل است، لذا تقدیم عامل أولی است.
3- لام زائده: این لام در مواضعی می آید: از جمله آنها، قرار گرفتن لام ابتدا بر خبر مبتدا است، مشروط به اینکه قبل از مبتدا إنَّ نداشته باشیم، چرا که لام ابتدا از آن جهت که صدرات طلب است، لذا می بایست بر مبتدا وارد شود، اما چون بر خبر وارد شده است لذا زائد است، جناب ابن هشام در مغنی نیز دخول لام ابتدا بر خبر مبتدا را زائده می داند. همچنین لامی که در خبر أَنَّ وارد می شود، زائده است، مانند این ایه شریفه: «ألا أنهم ليأكلون الطعام» بنا بر قرائت سعید بن جبیر. همچنین لامی که در خبر لکنَّ می آید نیز زائده است، مانند: «و لكن الأمر لشديد». همچنین لامی که در خبر مازال می آید نیز زائد است، مانند: «ما زال المطر لمنهمرا». واقع شدن لام بعنوان مفعول دوم فعل دو مفعولی رأی، مانند: «أراك لقادما». گاهی لام با إن شرطیه می اید که این اختصاص به شعر دارد کما اینکه ابن هشام نیز متذکر این شده است، مانند: «لئن قام زيد أقم ، وأنت ظالم لئن فعلت». گاهی نیز به جهت ضرورت شعری در مواضعی از قبیل دخول در جارومجرور و لَوْلا و بَعْد برای تاکید آورده می شود.
البته بنا به یک تقسیم بندی دیگر، لام زائده غیر عامله، به دو قسم زائد لازم و غیر لازم نیز تقسیم می شود، که زائد لازم در سه جا می آید: 1- اسماء موصول 2- برخی از اعلام. 3- کلمه الآن. لام زائده غیر لازمه نیز در جاهایی نظیر ضرورت شعری و برخی اعلام و ... می آید.
4- لام فارقه: این لام بعد از «إِنْ» مخففه از ثقیله واقع می شود، مانند: «و إن كانت لكبيرة».
توضیح: «اِنَّ» مانند دیگر حروف مشبه بالفعل اختصاص به جمله اسمیه داشته و بر سر مبتدا و خبر در می‌آید، مبتدا را - به عنوان اسم خود - نصب داده و خبر را - به عنوان خبر خود - رفع می‌دهد. مانند «اِنَّ زیداً قائمٌ». گاه جایز است که برخی حروف مشبهه بالفعل مخفف شوند که در این هنگام ویژگی «اختصاص داشتن به جمله اسمیه» را از دست می‌دهند، بلکه می‌توانند هم بر جمله اسمیه داخل شوند و هم بر جمله فعلیه. حال اگر «اِنَّ» مخفف شود و بر جمله اسمیه داخل گردد، جایز است هم معنا و هم عمل و هم دیگر خصوصیاتی که قبل از تخفیف داشته همچنان باقی بماند، مانند «اِنْ زیداً شاعرٌ». همچنین ممکن است تنها معنایش باقی مانده، ولی عملش مهمل شود. مانند «اِنْ زیدٌ لَشاعِرٌ». اما اگر بر سر جمله فعلیه درآید واجب است ملغا و مهمل از عمل شود و فعل مابعدش هم باید از نواسخ باشد. مانند «اِنْ کانوا لفی ضرر عظیم». حال اگر «اِنْ» مخففه بر جمله اسمیه داخل شود و عمل نکند یا بر جمله فعلیه داخل شود به راحتی نمی‌توانیم تشخیص دهیم که در این‌جا «اِنْ» مخففه از مثقله است یا نافیه؛ از این‌رو برای تشخیص «اِنْ مخففه از مثقله» و فرق آن با «اِنْ نافیه»، در مابعدش یک لام مفتوحه در می‌آوریم تا مشخص شود، این «اِنْ»، مخففه است نه نافیه. مانند «وَ إِنْ کانَتْ لَکَبِیرَةً». لام «لَکَبِیرَةً» علاوه بر تأکید، موجب تشخیص «إنْ» مخففه از «إنْ» نافیه نیز خواهد بود و آوردنش بعد از اِنْ مخففه لازم و ضروری است. البته اگر تشخیص «اِنْ» مخففه از «اِنْ» نافیه به واسطه قرائن دیگرى حاصل شود و مشخص شود که متکلم قصد اثبات مضمون و محتوای کلام را دارد، در این صورت، وجود لام، ضرورتى ندارد، مثل آیه: «إِنْ کُلُّ ذلِکَ لَمَّا مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا». زیرا خداوند در مقام اثبات این است که همانا تمامى ثروت‌ها براى چیزى است که از مصادیق حیات دنیوى بوده و زوال‌‏پذیر است، در حالى‌که اگر «إنْ» نافیه باشد خلاف این معنا را می‌رساند، پس «إنْ» قطعا نافیه نیست، لذا به «لام فارقه» در این‌جا نیازى نیست؛ زیرا این لام در جایى آورده می‌شود که احتمال نافیه بودن «إنْ» داده شود، در حالى‌که مراد از آن مخففه باشد. ضابطه و قاعده کلیه براى تشخیص «إنْ» مخفّفه‏ و تمییز آن از «إنْ» نافیه، این است که هرجا «إنْ» عمل نکرده باشد و بعد از آن لام مفتوحه بر خبر و یا بر یکى از معمول‌هاى فعل، قرار داشت، باید حکم کرد که «إنْ»، مخفّفه از مثقله است. علت نام‌گذاری این لام به «لام فارقه»، این است که سبب تشخیص و فرق بین «إنْ» مخففه از «إنْ»نافیه می‌شود.
5- لام موطئه برای قسم: این لام، لام مؤذنه نیز نامیده می شود و برای مهیا کردن جواب قسم آورده می شود. به این صورت که بر ادات شرط داخل می شود تا اینکه خبر بدهد که جواب بعد از آن قسم برای ماقبل خودش هست و جواب شرط نیست، مانند: «لئن أمرتهم ليخرجن» و «لَئن شکرتم لَأزیدنّکم». در ضمن غالبا این لام موطئه برای قسم، برای «إن» شرطیه می آید، البته جناب سیبویه قائل به این شده است که اختصاص به «إن» شرطیه دارد و داخل در «ما» موصوله نیز می شود، مانند: «و إذ أخذ الله ميثاق النبيين لَمَا آتيتكم من كتاب و حكمة».
6- لام واقع در جواب قسم: این لام داخل در جملات اسمیه و فعلیه می شود برای جواب به قسمی که ظاهر و آشکار باشد، مانند: «تالله لقد آترك الله» و «و تالله لكيدن أصنامكم». غالبا این لام بر سر فعل ماضی متصرف مقرون به «قد» که در جواب قسم آمده است داخل می شود، مانند: «تالله لقد علمتم ما جئنا لنفسد في الأرض» و «تالله لقد أرسلنا إلى أمم من قبلك».
7- لام واقع در جواب «لَوْ» و «لَوْلا»: «لو كان فيهما آلهة إلا الله لفسدتا» «لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الأرض».
8- سایر: لام «ألـ»، لام ملحق به اسماء اشاره که دلالت بر بعد و تاکید می کند، لام تعجب غیر جاره.