حوزه کوئست «مرجع پاسخ به سوالات درسی طلاب»

امروز: 1 اسفند 1396
...
نمایش سوال و پاسخ
موضوع: فقه
از آنجائی که واژه «قضاء» در فقه استعمالات متفاوتی دارد، لذا جمیع معانی آن را بیان فرمائید.
مرحوم میرازی قمی در کتاب قوانین خود و مقداد سیوری حلی درر کتاب نضد القواعد الفقهية على مذهب الإمامية(ص 205) پنج معنا را برای این واژه آورده اند:
معنای اول: گاهی «قضاء» به معنای فعل یا همان اداء بکار می رود، مانند: «فإذا قضیت الصلاة»[الجمعة/10] و «إذا قضیتم مناسککم» [البقرة/10]
معنای دوم: انجام دادن آن چیزی که در وقت معینش فوت شده است، این همان معنای مصطلحی است که در صورت اطلاق، منصرف به همین معنا می شود، مثلاً هرگاه شخصی به جهت خواب، در وقت معین برای نماز صبح آن را بجا نیاورد، آنگاه می بایست نماز فوت شده را بعداً قضایش را بجا بیاورد.
معنای سوم: تدارک آن چیزی که وقت معینی دارد، حال یا با شروع آن فعل، مانند: اعتکاف و یا فعلی که وجوبش فوری است مانند: حج. حال اگر شخصی این اعمال را در وقت خودش بجا نیاورد و یا عملش را فاسد و باطل کند، آنگاه می بایست مجددا آن را بجا آورد، به همین اتیان مجدد نیز قضاء گفته می شود، اگر چه نیت قضاء نمی کند. باید توجه داشت که فرق معنای دوم و سوم در این است که معنای دوم اتیان فعل در هر زمانی است که مکلف بخواهد اما معنای سوم اتیان فعل در وقت معین است و در هر زمانی نیست. مثلاً هرگاه شخص نماز صبحش قضاء شود، هر زمان که بخواهد می تواند مجددا آن را بجا آورد و نیت قضاء می کند، اما در حج واجب این چنین نیست، بلکه می بایست سال بعد آن را بجا آورد، چه اینکه نیت قضاء کرده باشد یا نکرده باشد.
معنای چهام: اتیان آن چیزی که مخالف با وضع اولیه اش می باشد، مثلاً هرگاه گفته می شود: تشهد و سجده بعد از سلام قضاء شود، این بمعنای قضاء مصطلح نیست، بلکه مراد این است که این دو را بعد از سلام نماز بجا بیاور، اگر چه حمل این معنا به معنای اول نیز امکان پذیر است.
معنای پنجم: گاهی به معنای همان معنای مصطلح بکار می رود، لکن آن چیزی که اتیان می شود غیر از ماتی به اولیه است، مثلاً هرگاه گفته می شود: «الجمعة یقضی ظهراً» یعنی هرگاه شخصی نماز جمعه را که واجب است - علی فرض وجوب- در وقتش بجا نیاورد، آنگاه می بایست آن را قضاء نماید و قضایش به اتیان نماز ظهر است.
برخی معانی دیگر را نیز اضافه کرده اند:
معنای ششم: به معنای حکم کردن است، مانند: «یقضی بالحق» أي: یحکم.
معنای هفتم: به معنای امر کردن است، مانند: «و قضی ربک أن لا تعبدوا إلا إیاه»[الإسراء/23].
معنای هشتم: به معنای خلق کردن، مانند: «فقضاهن سبع سماوات»[فصلت/12].
باید توجه داشت اگر چه برای واژه «قضاء» معانی متعددی ذکر شد، لکن امر چندان سخت نیست و در متون فقهی و سایر متون با استفاده از قرائن موجود، معنای مورد نظر فهمیده می شود، و اگر چنانچه امر مشتبه شود، همانطور که گفته شد، در صورت اطلاق، انصراف به همان معنای مصطلح - معنای دوم - دارد.